Wordpress Themes

جایگاه حسن بصری نزد نواب امام زمان  )ارواحنا فداه) قسمت دوم

بسم الله و له الحمد

الف: گاهی اظهار نظری درموردی مانند آنچه آقای ثبوت درباره حسن بصری آورده،توسط شخصیتهایی نظیر شیخ مفید،سید مرتضی،علامه مجلسی،ملا صدرا،فیض کاشانی،ملا فتح الله کاشانی با حقایق موجود در تاریخ سازش ندارد؛حتی درمقابل حمایت ها،مخالفت ها هم وجود دارد. مانند حسن بصری،معروف کرخی صوفی و جنید بغدادی که علاوه برحمایت صوفیه،قلیلی غیرصوفی هم حمایت نموده اند،درچنین مواقعی باید به اظهار نظرهای شخصیتهای علمی زمان توجه داشت،نظر ایشان را حجت،بلکه ملاکِ حقیقت امر دانست. زیرا تردیدی نیست ذوات مقدسه ای که درعالیترین جایگاه علمی نسبت به حسن بصری اظهار نظر نموده اند،برتمامی آنچه که آقای ثبوت دیده است اِشراف کامل داشته اند که نظری برخلاف میل فرد یا افرادی داده اند. این اشتباه یا غرض امثال آقای ثبوت است که خویش را در جایگاهی قرار می دهند که در حدّ و مرتبه آنها نیست. ونباید تردید داشت این گروه مداخله گر در اموری که مربوط به آنها نمی شود،مانند همان کسانی هستند که برای غریبه های دینی وطنی بیرون از اسلام فعالیت می کنند. والا اهل تحقیق فهیم که بد مرضِ انواع غرض ها مبتلا نیستند،برچنین حمایت های مارک دار می خندند و از کنارش بی تفاوت می گذرند.

ب: گاهی اختلاف نظر دریک عصر دیده می شود،مانند آنچه آقای ثبوت درباره حسن بصری آورده و به آرای آنان در تطهیر حسن بصری استناد کرده است. این افراد از دو دسته خارج نیستند؛که متاسفانه آقای ثبوت با مخلوط سازی آنان سیاهی لشگری به نام حامیان حسن بصری فراهم آورده است:

۱- نظیر دانشمند مولفِ متخصص در فلسفه و عرفان حاج شیخ محمد تقی جعفری،سید محمد هاشمی فرزند آقا جمال گلپایگانی که نظر ایشان چنین مورد استدلال آقای ثبوت قرار گرفته: « از مشهورترین رجال شیعه درعصر ما،آن دو بیت را که مولوی درستایش از حسن سروده آورده » (۱) و ایشان به همین لحاظ موید حسن بصری قلمداد کرده است.

برای قضاوت درباره استدلال آقای ثبوت بهتر است دوبیت را از تالیف همو بیاوریم. در صفحه ۱۵۴ حسن بصری گنجینه دار….. آورده است:

گفت فصلی زان حذیفه با حسن           تا بدان شد وعظ و تذکیرش حسن

موشکافانه صحابه جمله شان            خیره گشتندی درآن وعظ و بیان

به طوری که ملاحظه می فرمایید چون مرحوم آقای جعفری بنابر ادعای ثبوت به این دو بیت استناد کرده اند،حسن بصری را تایید کرده اند! درصورتی که نمی توان به این دو بیت استدلال کرد که حذیفه صحابه مقرب به پیامبر اکرم،حسن بصری را تایید کرده،مگر می شود از چنین روابطی اینگونه استنباطهای جاهلانه یا مغرضانه را نمود؟! اگر حضرات معصومین –علیهم السلام- با زنادقه،منحرفان و مخالفان خود صحبت داشته اند،می شود به این بهانه آنان را از آنهمه جنایتی که کرده اند مبرا نمود؟!

۲- عده ای هم مانند حاج شیخ محمد هادی معرفت،حاج شیخ محمد باقر محمودی هستند که بنابر ادعای آقای ثبوت صریحا مسایل مربوط به حسن را نپذیرفته اند.(۲) با احترامی که به زحمات تحقیقی امثال ایشان گذاشته - و خداوند آمرزش بی پایانش را نصیب ایشان فرماید !– درمورد این افراد باز به همان مطلب استناد می کنیم که مخالفانِ حسن بصری آنچه را در بهبودی حال ایمانی حسن بصری استدلال کرده اند دیده وعنوان توبه یا تقیه را برای او نپذیرفته اند. در معنا نمی توان به رای چند تنی از معاصران درمقابل مخالفت اجماعی از مفاخر علمی شیعه اعتنایی داشت و حسن بصری را تائید کرد. وما برخلاف جفایی که آقای ثبوت با نقل نکردن آرای مفاخر بلند پایه قابل تکریم شیعه در تخطئه اثر بی نظیر « حسن بصری چهره جنجالی تصوف » نموده و از آقای عمادی مولف محترم آن کتاب با کلماتی بسیار زشت یاد کرده تعجب نموده،خواننده را به مطالعه « حسن بصری پیر پیرانِ اهل نفاق » تالیف آقای محمد باقر نحوی سفارش می کنیم. و برای اینکه بدانید آقای ثبوت در تطهیر حسن بصری منافق،تحت تاثیر گروهک درویشی گنابادی بوده،تصمیم گرفتیم آرای بزرگان شیعه درباره حسن را از کتاب « حسن بصری چهره جنجالی تصوف » عینا بدون دستخط آن ذوات مقدسه که در قسمت اسناد همان کتاب آمده است،با قید شماره صفحه نقل نموده،کسانی که مایل به دیدن اصل سند نیز هستند به همان صفحه از کتاب تالیفی آقای عمادی رجوع نمایند.

                                                                                        پایان

………………………

۱). حسن بصری گنجینه دار….: ۳۶۳-۳۶۵

۲). همان ماخذ: ۳۵۶-۳۵۷

اطلاعیه

به نام خدا

برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب ضمن موهبتهای فراوانی که به دنبال دارد،فیض عظیمی را نیز به همراه آورده است؛یکی از دوستان ضمن بازدید از غرفه های نمایشگاه،با غرفه ای مواجه می شود که صرفا به عرضه ی کتابهای نقد تصوف و عرفان پرداخته است. ایشان طی نامه ای ما را نیز به دیدار این آثار فرا خواندند و آدرس را چنین مرقوم داشته اند:

شبستان مصلّا – راهرو ۲۲ غرفه شماره ۱

جایگاه حسن بصری نزد نواب امام زمان ( ارواحنا فداه )

بسم الله و له الحمد

قبل از افتخار نقل آرای نواب دوران غیبت کبری توجه به دو موضوع ضروری است:

موضوع اول: اینکه طبق فرمان مُسلم الصدور حضرت امام قائم غایب موجود موعود –ارواحنا فداه- به هنگام حوادث واقعه سئوال انگیز که برسر دوراهی قرار گرفته،در نتیجه گیری عاجز می شویم،وظیفه داریم به روات مجتهد که حضرات فقهاء ائمه دین – علیهم السلام- می باشند رجوع کنیم.

عده ای تصور کرده اند این اصل کفایت کننده از حضور عینی امام معصوم –علیه السلام- در دوران غیبت،فقط به مسایل عبادی که عنوان تقلید از مجتهد پیدا می کند خلاصه شده است،درحالی که صرف نظر از آرای وارده در تشیع،به حُکم عقل،این تعریف از رجوع به روات احادیث مجتهد،فهم ناقص از فرمان امام –ارواحنا فداه- است؛زیرا حوادث زندگی امتِ امام قائم غایب –روحی فداه- به مسایل شرعی که به فقه مربوط می شود خلاصه نشده است. چنانکه فتاوی صادره از ناحیه مقدسه مراجع شیعه،ثابت می کند رجوع به نواب دوران غیبت کبری،نسبت به تمامی مواردی است که به زندگی فرد و جامعه اسلامی مربوط می شود. ممکنست متقابلا آن عده که می خواهند حدود اختیارات نواب را به مسایل شرعی خلاصه نمایند،به این اشاره کنند: موضوعات تاریخی که به تخصص فنی علمی مربوط می شود،با تحقیقات محققان امکان پذیر است و اصولا درمواقعی باید به نواب مراجعه نمود که نیاز به صدور فتوا باشد. این توضیح را پذیرفته و جواب می دهیم: اگر در امر تحقیقی که به اسلام مربوط می شود،نظیر نتیجه گیری از مباحثی که نسبت به افرادی مانند حسن بصری،معروف بن فیروزان کرخی و جنید بغدادی شده است و عده ای به عمد یا به سهو،وقایع زندگی آنان را با کسانی که با امثال حسن و معروف و جنید تشابه اسمی دارند مخلوط نموده،در استدلال خود یکی به نعل یکی به میخ زده اند،چون حُکم بُروز و ظهور حادثه در جامعه اسلامی پیدا می کند،ناگزیر از رجوع به متخصصان عالی رتبه هستیم. و چون نواب در عالیترین مرتبت علمی قرار دارند و علم رجال از جمله علومی است که در فن اجتهاد دارای جایگاه رفیع قابل توجهی می باشد،معضل خویش را به آن ذوات مقدسه عرضه نموده،نه به عنوان فتوا،بل نظر عالی ترین مقام دینی که اِشراف به تمامی فنون مربوط به جنبه دینی دین مبین اسلام دارد،کفایت کننده دانسته،ازآن تبعیت و به آن استدلال و استناد می کنیم.

موضوع دوم: مساله بسیار مهم ،ختلاف در اظهار نظرها می باشد که جامعه اسلامی همیشه به آن مبتلا بوده و هست. چنانکه عده ای نظیر آقای ثبوت به آن توجه داشته،درتامین مقاصد تالیفی خود،یک جانبه به آن اصرار نموده اند. و دراین راستا مهم ترین موضوعی که شکل گرفته،تحریف حقایق و شخم زدن سلیقه ای آراء و زیرو رو کردن مبانی مذهبی است. وقتی با اختلاف نظرها مواجه می شویم،نخست باید زمان اظهار نظرها را درنظر داشته باشیم که از دوصورت خارج نیست:

 

                                                                           ادامه دارد

نشانه های جسارت به تشیع در تالیف حسن بصری گنجینه دار….. (قسمت آخر)

بسم الله و له الحمد

البته همانطور که آقای ثبوت هم اشاره داشته اند،بعضا آرای تفسیری حسن بصری که به طور کامل مورد استفاده مفسران اهل سنت بوده است،برای نمونه می توان میبدی مولف « کشف الاسرار و عده الابرار » را نام برد. در تشیع بعضی از مفسران نظیر ابوالفتوح رازی از آرای تفسیری او استفاده کرده اند که اگر دقیقا مورد توجه قرار گیرد،آرای حسن بصری در کنار آرای دیگرانی قرار گرفته که اغلب آنان در تشیع جایگاهی ندارند.

اولا: باید دانست این نقل آرا،تایید و رد هم شده است.

ثانیا: باید توجه داشت آرای حسن بصری را نقل کرده اند،نوع روش و رویه اعتقادی او تایید نشده،درست مانند روش تدریس جمعی از حضرات فقهاء که با نقل اقوال آرای فقهاء مذاهب خمسه تدریس می نمایند؛این دلیل نیست که آن شخصیت علمی،سنی است. قرآن از شیطان هم بسیار نام برده،حتی از او کلماتی درمتون روایی شیعه و سنی مطالبی نقل شده؛آیا می شود گفت عقائد و روش خصمانه او را با علی امیرالمومنین –علیه السلام- تایید نموده اند؟! - البته تردیدی نیست اگر به سبک و سلیقه آقای ثبوت که آب توبه بر سر اسم حسن بصری ریخته،بعید نیست شیطان را هم از بدنامی نجات دهند! سلیقه است کاری نمی شود کرد. گروهی مانند غزالی،یزید را هم توبه کار می دانند،یا مانند احمد غزالی شیطان را مورد تجلیل قرار می دهند؛کسی هم پیدا می شود مثل آقای ثبوت و خود را خرج معلوم الحالی نظیر حسن بصری می نماید. گروهی هم یزید و شیطان و حسن بصری را شعله های آتش سوزنده ی گناه کاران در دوزخ می دانند. آنچه مهم است تحریف حقایقی مربوط به دین اسلام است که خواست یهودِ همیشه دشمن اسلام می باشد؛والا باید یقین داشته باشیم امثال احمد غزالی و عین القضات همدانی یا ابوالقاسم گرگانی روسای صوفیه معروفیه جنیدیه،نمی توانند شیطان را از لعن ابدی که قرآن به آن اشاره نموده نجات دهند. همانطور که افرادی مثل محمد غزالی نمی توانند طرح توبه یزید بن معاویه بن ابوسفیان را از آنچه با حضرت اباعبدالله الحسین –علیه السلام- در واقعه کربلا انجام داد عملی کنند،درمورد حسن بصری هم تردیدی نیست اینگونه دفاعیات فقط و فقط  گروهی از صوفیه سر نتراشیده را دلخوش می سازد و لاغیر.

به هرروی سبک تحقیق نسبت به افراد که باید طبق دسته بندی سه گانه شناسایی شوند،در سلیقه ی رجال شناسان محقق یکنواخت نیست؛گروهی نتیجه تحقیقات خود را با طرد یا پذیرفتن فرد اظهار می دارند که نسبت به حسن بصری چنین شخصیتهایی زیاد هستند؛عده ای رد و قبول خود را نسبت به افرادی نظیر حسن بصری با قید شواهدی از زندگی او می آورند؛تعدادی نیز آرای موافق و مخالف فرد مورد تحقیق قرار گرفته را نقل کرده،سپس نتیجه گیری می کنند. در این قسمت گاهی استفاده کننده از آرای چنین شخصیت هایی به عمد یا به سهو،بدون توجه به نتیجه گیری محققی که مدققانه موقعیت مذهبی یا سیاسی شخصی مانند حسن بصری را شناسایی کرده و رد نموده است تبدیل به تایید کرده،به نام آن شخصیت رواج می دهد. درصورتی که نتیجه تحقیق محققی که نظرش مورد استفاده قرار گرفته،غیر از این است.

آقای ثبوت در استفاده از آرای چند تنی که به عنوان تایید حسن بصری آورده است،چنین اشتباهی را نموده؛که اگر بخواهیم قبول کنیم سهوا بوده،تمام طنطنه ای را که مدافعان او نظیر شهرام پازوکی در شخصیت سازی آقای ثبوت به نفع فرقه گنابادی نموده اند زیر سئوال می رود. واگر بخواهیم نتیجه گیری کنیم به عمد بوده است،مجلس فاتحه « حسن بصری گنجینه دار ….. » و مولف و مدافعان این نوشته را برگزار باید کرد.

به هرروی آقای ثبوت در استفاده از اظهار نظر علامه رجالی،مجتهدی نقاد در فن استنباط و استدلال علم رجال،حاج شیخ عبدالله ممقانی این بی توجهی را نموده،به اظهار نظر محمود شهابی استناد کرده که گفته است: « ممقانی کلماتی در مدح و قدح حسن آورده » (۱) درصورتی که علامه ممقانی از جمله محققانی است که آرای موافق و مخالف را درباره حسن بصری آورده،سپس نتیجه گیری کرده است. علامه ممقانی در اثر جاوید خود که خوشبختانه به سبک روز تجدید چاپ گردیده،نسبت به حسن بصری به نقل رای سید مرتضی پرداخته که ایشان معتقد بوده اند حسن بصری درمورد علی امیرالمومنین –علیه السلام- تقیه می کرده است و درباره مطاعن حسن بصری که سید مرتضی نمی توانسته نادیده بگیرد،درحقیقت قابل انکار نبوده،تصریح کرده: « حسن در آخر کار توبه کرده و از گذشته ها پشیمان شده و به جرگه شیعیان تندرو پیوسته » (۲) است.

نخست باید  اشاره کنیم به اینکه آقای ثبوت مدعی شده است: علامه ممقانی نسبت به حسن بصری قائل به تقیه است (۳) زیرا همانطور که شخص آقای ثبوت هم در صفحه ۳۷۰ حسن بصری گنجینه دار…. نقل کرده است،علامه ممقانی مساله تقیه حسن بصری را به نقل قول از سید مرتضی آورده است. بعد از این تذکر،باید توجه داشت مرحوم علامه ممقانی در شناسایی حسن بصری و به دست آوردن نظریه قطعی درباره او،آرای موافق و مخالف را آورده،گویا محمود شهابی از سر هم سنخیتی که با حسن بصری داشته و مایل نبوده چیزی علیه این همکار حجاج بن یوسف ثقفی بپذیرد،گفته است علامه جایی حسن را نکوهش و جای دیگر ستایش کرده است. و به نتیجه ای که علامه ممقانی بعد از نقل آرای موافق و مخالف حسن بصری گرفته است،به عمد یا به سهو توجه ای ننموده،علامه بزرگواری چون ایشان را که از رجال برجسته شیعه است،مدافع حسن بصری معلوم الحال قلمداد کرده،آقای ثبوت نیز با اعتماد بی موردی که نسبت به امثال محمود شهابی نموده،عینا همان سبک را در شخصیت سازی حسن بصری ادامه داده است. و تردیدی نیست خدا،پیامبر اکرم و ائمه طاهرین –علیهم السلام- از این جفایی که ثبوت به تبعیت کورکورانه از محمود شهابی درحق علامه رجالی نامدار شیعه نموده است،نخواهند گذشت.

و به هرحال علامه ممقانی با « ولا حکومه علی هذا الحدیث التوبه،علی ما تسالم علیه اصحابنا من زمه » (۴) یعنی: « بنابراین،حدیث توبه نمی تواند حکومت[صحت]داشته باشد برآن چیزی[حقایقی درباره حسن بصری]که مورد اتفاق اصحاب ما است که ذم حسن باشد ». خوشبختانه آیت الله حاج شیخ محیی الدین ممقانی –قدس سره- در پاورقی به استناد دلایلی که در تایید قول علامه ی والد آورده اند،می نویسند: « تحصل مما ذکرنا و من اتفاق علمائنا الامامیه علی تضعیفه ان الحکم بضعفه و سقوط روایاته هو المتعیّن » (۵)

                                                                پایان

………………….

۱). حسن بصری گنجینه دار….. ۳۷۱

۲). همان ماخذ: ۳۷۰  به نقل از تنقیح المقال ممقانی: ۱/۲۷۰

۳). همان ماخذ: ۲۳۸

۴). تنقیح المقال فی علم الرجال: ۱۹/۱۶

۵). ماخذ ماقبل: ۱۹/۱۷ پاورقی

 

به نام خدا

سالروز ظهور جسمانی

حضرت امام حسن عسگری –علیه السلام-

را به فرزند بزرگوارشان

ابی الوقت،مولی الزمان،رکن الایمان،خلیفه الرحمان،روح القرآن

حضرت حجه بن الحسن العسگری –ارواحنا فداه-

علماء اعلام،حجج اسلام،مراجع عظام،خاصه

آیت الله العظمی نایب الامام،امام خامنه ای –مدظله العالی-

حوزه های علمیه شیعیان

تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

                                                                      نیما سینا

رحلت عالمه ی فاضله،عارفه ی مجاهده،علیه ی عالیه،حاجیه خانم

خدیجه ثقفی –رحمه الله علیها-

همسر مجلله ی معضمه ی مکرمه

حضرت آیت الله العظمی امام خمینی –قدس الله روحه العزیز-

را به حضرت آیت الله العظمی نایب الامام امام

حاج سید علی خامنه ای –مدظله العالی-

خاندان معظم امام،خاصه فرزندان،دامادان،نوادگان و ارادتمندان ایشان

تسلیت عرض نموده،حضرت محبوب

مائده ی لقایش،حلاوت مشاهده ی جمالش،

رحمت بی پایانش و قرب مقربانش

را نصیب آن از خلق گسسته به حق پیوسته نموده،

قلوب خاندان و ارادتمندان آن محترمه،

از حزن خاکی به سرور آسمانی گراید.

 

 

سالروز ظهور جسمانی

عالی مسند ایوانِ وما ارسلناک الارحمه للعالمین،صدرنشینِ روضه و کنت نبیا و آدم بین الماء والطین

معروف به فضائل انک لعلی خلق عظیم،مَحرم خلوتخانه لی مع الله،اعنی شاه سریر آفرینش،

و ماه مُنیر سپهر بینش،گوهر دریای هستی،بدرقه طریق خدا پرستی،شاهباز عرش آشیان،

عنقای قافِ لامکان،مِفتاح خزانه جود،مصباح آسمان وجود،

جانِ جهانِ صفا،جهانِ جانِ اصفیا،

حضرت محمد مصطفی

 –علیه من الصلوات افضلها و من التحیات اکملها-

و سرمایه علم لدنی،سرورِ کاشفان استار ربوبیت،آثار انفاس ختمی مرتبت،

ششمین رکن امامت

حضرت امام صادق –علیه السلام-

را به قطب عالم امکان،خلیفه الرحمان،روح القرآن،حضرت

امام زمان –ارواحنا فداه-

حوزه های علمیه تشیع،مراجع تقلید،خاصه نایب الامام،

امام خامنه ای –مدظله العالی-

و مسلمانان جهان خاصه شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

 

نشانه های جسارت به تشیع در تالیف حسن بصری گنجینه دار….. (قسمت اول)

بسم الله و له الحمد

البته آنچه از سبک نگارش کتاب حسن بصری گنجینه دار….. استنباط می شود « جسارت » نیست که به نام شیعه بودن به « تشیع » شده است،بل خروج بر تاریخ،تاریخ آفرینان و پیشوایان دینی شیعه است. البته اگر بحث پیرامون نوشته « حسن بصری گنجینه دار….. »  معنای « مثنوی هفتاد من کاغذ شود » پیدا نمی کرد،نشانه های این خروج را عینا می آوردیم؛ولی خوشبختانه آنچه دانشمند محقق،فیلسوف معاصر،جناب آقای دکتر نصرالله حکمت –مولف آثار ارزنده ی بی مثل و نظیر- در جوابیه قسمتی از ادعاهای آقای ثبوت نوشته اند،که گویا برخلاف گفته ی جناب ثبوت در روز نقدِ کتاب « حسن بصری گنجینه دار… » حضور عده ای از اهل قلم و تحقیق اظهار داشتند: « جناب حکمت موارد ایراد را بنویسند،کتبا جواب می دهم » علی رغم اینکه مدتهاست نقد ایشان را بی پاسخ گذاشته اند،ونیز تاخیر مجموعه ای که مصمم است نقد حکیمانه آقای حکمت و جواب آقای ثبوت را توامان در اختیار طالبان بگذارد،خوشبختانه دو رساله فشرده به نام های: « حسن بصری پیر پیران اهل نفاق » تالیف آقای محمد باقر نحوی که به نوبه خود بی سابقه است؛و « سخنِ تلخِ شیرین » که آقای علیرضا سعادت به بهانه نقد آقای دکترنصرالله حکمت تدوین نموده،بر قسمتی از موضوعات بی ربط و خلاف واقع،درحقیقت توجیهات مغرضانه مولف « حسن بصری گنجینه دار….. » به علاقه مندان پیشکش کرده اند.

به هرروی سبک تطهیر حسن بصری را که آقای ثبوت در تمامی مباحث مربوط به او به کار گرفته نمی توان با عنوان « تحقیقِ » مرسوم نزد محققان تعریف کرد؛زیرا از همان « صفحه پانزده » که در طلیعه دفاعیه خویش از حسن بصری،رئیس روسای صوفیه،به تشویق و سفارش و پی گیری دست اندرکاران گنابادی،عزم را در بی اعتنایی به آرای مورخان،محدثان،مفسران،فقیهان،محققان و عارفانِ جهان تشیع نسبت به حسن بصری جزم نموده است. در حقیقت بی غرضی نسبت به موضوعی که لااقل برای او ثابت نشده - وباید با تحقیق و بررسی متونی که به حسن بصری پرداخته نتیجه گیری شود- مراعات نشده است. مهم تر،در استدلال های خود که در کنار بی انضباطی ها به سبک قیاسِ شخصیتها و نتیجه گیری های دلخواه،آب توبه برگور حسن بصری ریخته است،از شگرد و ترفندی استفاده نموده،که نه فقط جایی در تحقیق ندارد،بل کمتر به آن روش تاسی جسته اند. برای نمونه ربیع بن زیاد را که از طرف معاویه بر خراسان حکومت می کرد،به لحاظ اینکه از شهادت حجر بن عدی اظهار نا رضایتی نموده است،تبرئه می نماید. (۱) و عجیب می باشد چرا ربیع نامبرده را از اینکه درمقام نیابت معاویه بر خراسان حکومت می کرده،مورد سرزنش قرار نمی دهد! چون چنین سرزنشهایی به نفع حسن نیست.

به هرروی آقای ثبوت با بی اعتنایی برحقایقی که درباره ی حسن بصری وجود دارد،به دو رایی که از سر ظن و گمان در حمایت حسن بصری اظهار شده است،اکتفا کرده و بعضا با تحذیف و تحریف،نظریاتی نظیر آنچه علامه رجالی مرحوم ممقانی ارائه داده اند،حسن بصری را محبوب و مورد احترام چند تنی از شخصیتهای شیعه شناسانده است. برای نمونه تحقیقات علامه ممقانی را به نفع حسن بصری به پایان می برد. در صورتی که اگر غرضی در این عملکرد نداشت،مهم تر نیازی به همصدا کردن شخصیتهایی نظیر ممقانی با خود پیدا نکرده بود،به چنین عمل ناروا که از احکام مُحرمه ی تحقیق است،دست نمی زد. درحقیقت حس بدبینی محققان را نسبت به « حسن بصری گنجینه دار…. » با توضیحات سلیقه ای به حُسن ظن تبدیل نمی نمود. در حقیقت با این نوع دفاعیات مغرضانه که تحریف تاریخ است،نخست باید گروه های صاحب نظرِ متخصص را نسبت به موضوعی تاریخی که دستکاری سلیقه ای شده است،طبقه بندی کرد،سپس با اجتهاد در اظهار نظرهای استنباطی و ارائه شده،نتیجه گیری نمود. نسبت به حسن بصری،قبل از هرمهمی باید جایگاه او را در مذاهب اسلامی شناسایی کرد؛که در رجال شناسی بسیار اهمیت دارد و از سه حال خارج نیست:

۱). فردِ مورد تحقیق نزد شخصیت های اهل تسنن جایگاهی دارد؛لکن در تشیع جایگاهی برای او نیست.

۲). در تشیع دارای شان و منزلت است و بزرگان تسنن از کنار او بی تفاوت گذشته اند.

۳). شیعه و سنی از او در جهتی خاص استفاده کرده اند.

درارتباط حسن بصری براساس منابعی که دردست می باشد و مورد استناد آقای ثبوت نیز قرار گرفته است،بزرگان اهل تسنن از او با عناوینی نظیر: « متکلم،واعظ،مفسر،محدث،فقیه،یکی از هشت زاهد نامور و از نخستین پیشوایان تصوف ملقب به امام التابعین،سید التابعین،امام اهل بصره،شیخ الاسلام » یاد کرده اند و آقای ثبوت این القاب را از آنان گرفته،حتی سند آنچه را از مسانید اهل تسنن می باشد،در صفحه اول « حسن بصری گنجینه دار….. » آورده است. متقابلا آنچه را جناب مهدی عمادی اساس تالیف کتاب « حسن بصری چهره جنجالی تصوف » قرار داده،نشان می دهد که حسن بصری در تشیع جایگاهی ندارد.         

                                                           ادامه دارد               

۱). حسن بصری گنجینه دار…. ص: ۱۷۴                                            

چه سنگین است غمِ از دست دادن عزیزان!

خاصه آن عزیزانی که عرش و فرش به وجود آنان پاینده است.

درچنین ایامی است که عرش نشینان خاک،بر اوج افلاک پر می کشند،و چشمان شیعیان،

درفراقِ پیامبری که رحمه للعالمین است،کریم آل طاها که سبط خاتم الانبیاء

والمرسلین است،عالِم اهل بیت که امام هشتمین است،خون می گرید.

شهادت عرشیان خاک نشین بر شیعیان تسلیت باد!

بسم الله و له الحمد

از جمله روشهای آقای ثبوت در تطهیر حسن بصری،مقایسه رفتار او با صحابه،حتی معصومین –علیهم السلام- است؛که به بعضی از آنها اشاره کردیم. ولی آنچه این نحوه استدلال ثبوت را بی اعتبار می سازد،برخورد شجاعانه صحابه حقیقی در ارتباط با فشارهای بنی امیه است. در احوالات حجر بن عُدی نوشته اند: در ملاقاتی که با مولی الموالی علی بن ابیطالب –سلام الله علیهما- داشته،حضرت به او می فرمایند: « حجر! چگونه هستی لحظه ای که جهت ادامه حیات به تو پیشنهاد می دهند من را ناسزا بگویی؟ » حجر در جوابی که به عرض امام خود می رساند،انزجار و نفرت خود را از ادامه چنین حیاتی بیان می دارد. دست روزگار او را به چنگال اتباع اموی می اندازد،وی و یارانش را دستگیر کرده،گورشان را در مقابلشان قرار می دهند و کفن هایشان را هم در دستتشان می گذارند،یک شب به آنان فرصت می دهند تا از آزاد شدن و راحت زندگی کردن،یا شهادت،یکی را به قیمت ناسزا گویی به علی امیرالمومنین –علیه السلام- بپذیرند،با طلوع صبح و حضور ماموران دژخیم بنی امیه،مجدد مورد سئوال قرار می گیرند که چه تصمیمی گرفته اید؟ شجاعانه جواب می دهند: شهادت را بر ناسزا گفتن به علی بن ابیطالب امیر المومنین عالمِ اسلام ترجیح می دهیم. همان لحظه به زندگی مومنانه و شجاعانه حجر بن عدی و یارانش خاتمه می دهند.

آیا این روش صحابه و تابعین در حمایت ازاصل امامت که ضمانتِ استمرار خاتمیت اسلام،خاتمیت قرآن و خاتمیت محمد بن عبدالله –صلوات الله علیه و آله- است،دلیل بر بطلان مشروعیت سازی برای امثال حسن بصری منافق نیست؟! چرا نباید برخوردهای خصمانه حسن بصری در قالبِ روش خاص او با امثال حجر بن عدی سنجیده شود؟ و اصولا چه غرضی این توجیه بی اعتبارِ خُنک را فراهم آورده؟ یا حسن بصری از چه خصوصیتی برخوردار است که با تحریف تاریخ و احکام اسلامی مانند تقیه،دروغ بافی و سندسازی غیر معتبر مورد حمایت قرار می گیرد؟ به راستی اینگونه نیست که شخصیتی مانند آقای ثبوت تا قبل از اینکه در دام شیطنت های افرادی معلوم الحال - نظیرهمان کسانی که از ایشان به خاطر مقاله نویسی در فصلنامه تصوف گنابادی و نوشتن حسن بصری گنجینه دار… حمایت کرده اند -  گرفتار شود،در جایگاه استادی رشته ای علمی،روزگار را به خوشی و نیک نامی می گذراند؟

واقعا ارزش دارد دست اندرکاران فرقه گنابادی،ظالمانه ثمره یک عمر آبرو جمع کردن چنین شخصیتی را فدای فردی با چنان سابقه ای متضاد بنمایند؟! می توان باور کرد این افراد که مسئول انتشاراتی با نام بی مسمای « حقیقت » هستند از سر اعتقاد و ایمان به تصوف،خود را به زحمت انداخته،دیگری را بی آبرو کنند؟! یا نباید تردید کرد که اینان نیز مانند اجیرشدگان حقوق بگیر و عربده کش برون مرزی،از عشریه سهمی دارند؟! اگر بخواهیم جواب خود را با توجه به این مثال قدیمی - که بی جهت بر سر زبان ها نیفتاده - « گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد » بگیریم،دلیل حمایت ها،تحمل زحمت ها و مشقت ها،بدنامی ها و …. معلوم می شود.

به هر روی باید دقیق بود تطهیر زندگی حسن بصری از ننگِ مخالفت با چهار تن از امامان شیعه به نفع چه دسته وگروهی است؟مهمتر اگر دیروز امویانِ کثیف خونخوارِ عیاش،وعباسیانی که از خصوصیتهای بنی امیه چیزی کم نداشتند،درحمایت از حسن بصری،طرح ولایتِ بدون امامت را که او و افرادی نظیر او ریخته اند،دنبال می کردند،امروز دسته و گروهی حسن بصری را به خود وابسته می کنند که حاضر نیستند در محیطی آرام و بدون شیطنتِ شیاطینِ ضد اسلام،به نشر معارف همه پسندِ تشیع بپردازند!

شخصیتهای بلند پایه ای نظیر: قنبر،میثم و کمیل را تحت الشعاع حسن بصری خود فروخته ی رفیق خلوتِ حجاج بن یوسف ثقفی جلادِ سرشناس تاریخ قرار دادن،منفعت و برقراری چه دسته و گروهی را متضمن می گردد؟! چه طبقه یا قدرت سلطه گری مایل است فتنه گرانی مانند حسن بصری - که اگر نبودند امویان و مروانیان از گهواره به گور می رفتند - الگو قرار گیرند؟!

این چه دستی است که می کوشد عظمت اسلام را در تشیع،و تشیع را در تصوف،آنهم با نام عرفان خلاصه کند؟! و علی –علیه السلام- را که مولی العارفین،قطب المعصومین می باشد،به عنوان مولای درویشان،قطب صوفیان بشناساند؟! و آنگاه حسن بصری مخالف سرسخت حضرتش را صاحب سِّر،که مقرب ترینِ افراد به امام –علیه السلام- است،معرفی نماید؟!

آیا این کسان،بل ناکسان،قصد تضعیف تشیع و تخریب اصلِ امامت و وصایت پیامبر را ندارند؟ فرض کنیم اگر ادعای صوفیان فرقه ای که درباره عرفان می گویند و می نویسند،برای تقویت جنبه معنوی اسلام باشد – که خیالی بیش نیست – درحالی که بسیاری از صحابه ی قدیسِ شهیدِ فنا شده درولایت با امامت وجود دارند،چرا اصرار می ورزند حسن بصری دشمنِ خاندان نبوت را – که اگر درهر بُعدی از ابعاد،الگو قرار گیرد،شخص را از حریم معرفت به ائمه و نهایتا معرفت الله دور می سازد – الگو قرار دهند؟! اگر بگویند: چنین افرادی که ادعای شیعه بودن دارند و درتمامی امور مانند شیعیان عمل می کنند،نباید مورد تعرض قرار گیرند،درجواب بگوییم: اینان که ظاهرا شیعه شناخته شده اند،به استناد گفتار،نوشتار و اعمالشان « شریک دزد[دشمن شیعه] ورفیق قافله[شیعیان] » می باشند،گناهی مرتکب شده ایم؟! مسلما گناهی که نکرده ایم هیچ،بلکه بهترین خدمتِ دارای هزاران ثواب را درجهت منویات حضرت ختمی مرتبت نموده ایم.

دردستیابی به جواب این چراها بهتر است در ارتباط با کتاب « حسن بصری گنجینه دار… » تحریک کنندگان آقای ثبوت را درجهت تالیف تطهیرنامه حسن بصری شناسایی کنیم. به طوری که از متن « حسن بصری گنجینه دار…. » برمی آید،دوکس جناب ثبوت را تشویق کرده اند: شخصی به نام محمود شهابی تربتی خراسانی،قصد تطهیر حسن بصری را داشته (۱) لکن آنقدر مساله مخالفت حسن بصری با علی امیرالمومنین مسلم و غیرقابل انکار بوده است که می نویسد: « من احتمال می دهم که این عبارت: اگر علی در مدینه خرمای خشک و پوسیده می خورد … را حسن درمقام اجبار به مراعات تقیه گفته است. » (۲) چنین شخصی که آنچه را در طعن حسن بصری از امامان و مفاخر شیعه رسیده است (۳) دروغ دانسته (۴) آقای ثبوت را تحریک می کند دامن همت به کمر بزند و کتابی جامع در شرح احوال و اقوال و آثار حسن بصری و پاسخ اتهاماتی که به وی وارد آورده اند تالیف کند (۵) و آقای ثبوتِ سر تا پا ادب درارتباط با استاد،کمر همت را در تحریف تاریخ و تطهیر حسن بصری دشمن علی امیرالمومنین –علیه السلام- محکم می بندد.

درشناخت موضع اعتقادی محمود شهابی که بیش از تعصب به تشیع،دل به تصوف بسته داشته،بل بیش ازآنکه تعلق به شیعه بودن راتعقیب کند،نگران بی آبرویی دیگرانی بوده که درمقابل وصی،جانشین،داماد و پسر عم رسول خدا ایستادند؛زیرا درنقل روایتی که از عایشه بنت ابی بکر بن ابی قحافه یکی از همسران رسول خدا نقل می نماید،اورا برخلاف مذاق اعتقادی شیعه « ام المومنین » خطاب می کند. (۶)

فرد دیگری که آقای ثبوت را به دفاع از حسن بصری وادار کرده است،آقای حاج شیخ محمد تقی شوشتری می باشد،که حسن بصری را ستوده (۷) و به دلیل اینکه او حکم ارتداد و کفر حسن بصری را نداده (۸) و اینکه آقای ثبوت او را منزه از هر عیب و نقصی دانسته است،تصمیم به تطهیر غیر ممکن حسن بصری گرفته است؛چنانکه بعد از اشاره به این مهم می نویسد که محمود شهابی و محمد تقی شوشتری « برای نخستین بار مرا از ستمی که بر عارفِ دانای بصری رفته است آگاه کردند. » (۹)  سپس می نویسد: « درخلال سفرهای متعدد به شوشتر و اقامت های چند ماه،درهر بار که هر روز آن را با سالی برابر دارم تلمذها کردم » و یقین به این حقیقت پیدا می کند که « تمامی آنچه در طعن برحسن بصری آورده اند،یا از ریشه دروغ است،یا دلالت قطعی بر قدح و ذم وی ندارد. » (۱۰) حتی در امر تبرئه حسن بصری،تحت تاثیر نامبرده بوده است (۱۱) ولی درسلیقه شیخ محمد تقی شوشتری به این اکتفاء می کنیم که آقای ثبوت درکمال شجاعت و افتخار اشاره کرده اند،او نسبت به « سهو النبی » …. (۱۲) از این طبقه،اقداماتی نظیر تطهیر حسن بصری انتظار می رود.

                                                                     پایان

…………….

۱). حسن بصری گنجینه دار….: ۲۱۸

۲). همان ماخذ: ۲۳۸

۳). حسن بصری چهره جنجالی تصوف تالیف جناب مهدی عمادی

۴). حسن بصری گنجینه دار….: ۳۶۴

۵). همان ماخذ

۶). زنده عشق: ۵۸

۷). حسن بصری گنجینه دار….: ۴۱

۸). همان ماخذ: ۲۱۶

۹). همان ماخذ: ۱۵

۱۰). همان ماخذ: ۳۶۴

۱۱). همان ماخذ: ۱۹۳

۱۲). همان ماخذ: ۸۵